رضا قليخان هدايت
53
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ملك دينار كى خرد بجوى * هركه دم زد ز مالك دينار سوسن و سرو اگرچه آزادند * به غلاميت مىكنند اقرار مالكان ممالك ملكوت * خازنان خزاين اسرار به يسار تو مىخورند يمين * به يمين تو مىدهند يسار ظاهر است اين سخن كه ملك وجود * به وجود تو دارد استظهار گر ندانى بهاى گوهر خويش * برو از مشترى كن استفسار نوش كن در مجالس ارواح * گوش كن در سرادق انوار قدحى بىوسيلت ساقى * سخنى بىقرينهء گفتار چون كنى عزم خوابگاه عدم * آنگه از خواب خوش شوى بيدار مىپرستى كه مستيش ازليست * تا ابد كس نبيندش هشيار راه ادريس كى رود ابليس * بوى گلزار كى دهد گل زار در مستان عشق زن كه زدند * حلقهء كعبه بر در خمار غوطه خور در محيط استغنا * خيمهزن در جهان استغفار تا نهنگى شوى محيطآشام * تا پلنگى شوى جهان اوبار در طريقت حجاب راه تواند * اسب رهوار و گوهر شهوار دل به دنيا مده كه نتوان داشت * چشم بيمار پرسى از بيمار قاف تا قاف را قلم دركش * كاف و نون را چو صفر هيچ شمار رو به ديوار عشق كن كه خرد * آفتابى است بر سر ديوار بىپروبال در حديقهء عشق * جعفر وقتى ار شوى طيار ناخدايى كه با خدا باشد * بود ايمن ز بار و دريابار برو اى يار و گر خرد دارى * يار آن شو كه آن ندارد يار تو كم از بلبلى كه شب تا روز * سبق عشق مىكند تكرار صبحخيزان به ميل مهر كشند * سرمه در ديدهء اولى الابصار نوعروسان حجله خانهء قدس * مىگشايند برقع از رخسار يار ديدار مىنمايد ليك * ديدهاى نيست درخور ديدار